از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧٧ - وحدت امام همام حضرت ابى عبد الله الحسين عليه السلام و مهياى جهاد شدن آن سرور
|
اگر بيند تو را زينب شود از غصّه او مجنون |
ز داغت از بصر بارم به جاى اشگ همچون خون |
|
|
شفاعت مىكنم از سيّد مداح در محشر |
وحدت امام همام حضرت ابى عبد اللّه الحسين عليه السّلام و مهيّاى جهاد شدن آن سرور
|
باز سوداى جنونم زد به سر |
كرد از اقليم عقلم دربدر |
|
|
بار ديگر بحر عشقم جوش كرد |
بانگ نى تاراج عقل و هوش كرد |
|
|
نى، نوا برداشت باز از نينوا |
بندبندم شد چو نى اندر نوا |
|
|
نى نواى نينوا را ساز كن |
نينوا را با نوا همراز كن |
|
|
گوش جان بگشا دمى اى جان من |
بشنو از نى ناله جانان من |
|
|
چون كه شاه عشق را در كربلا |
عشق زد در دشت جانبازى صلا [١] |
|
|
ظهر عاشوراء در آن صحراى كين |
ديد خود را بىكس و يار و معين |
|
|
مهرهاى در نرد عشق انداخته |
و آنچه او را بود يك جا باخته |
مرحوم علّامه مجلسى در بحار مىفرمايند :
ثمّ التفت الحسين عليه السّلام عن يمينه، فلم يراحدا من الرّجال و التفت عن يساره فلم يراحدا يعنى چون در سرزمين غمبار و پربلاء كربلا تمام ياران و برادران و خويشان امام عليه السّلام شهيد شدند آن حضرت غريبانه نگاهى به دست راست كرد كسى را نديد سپس نگاهى به جانب چپ نمود احدى را مشاهده نكرد سر به سوى آسمان بلند كرد و با پروردگار به مناجات پرداخت برخى از ارباب مقاتل نوشتهاند كه حضرت سجّاد در اينحال چشمش به پدر افتاد ديد واله و حيران سر به آسمان كرده از سوز دل آهى كشيد از جا برخاست شمشيرى از گوشه خيمه برداشت با حال ضعف و ناتوانى به حدّى كه قادر برحركت نبود و از ضعف و نقاهت تمام
[١] صلا بفتح صاد يعنى خواندن و دعوت كردن